سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
115
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و در [ عليها ] به زوجه راجعست . متن : و لو أقدمت على فعل المحرم و امتنعت إلى أن حل الأجل ففي جواز امتناعها حينئذ إلى أن تقبضه تنزيلا له منزلة الحال ابتداء ، و عدمه بناء على وجوب تمكينها قبل حلوله فيستصحب ، و لأنها لما رضيت بالتأجيل بنت أمرها على أن لا حق لها في الامتناع فلا يثبت بعد ذلك ، لانتفاء المقتضي وجهان أجودهما الثاني ، و لو كان بعضه حالا و بعضه مؤجلا كان لكل منهما حكم مماثله فرع شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : در فرضى كه مهر مؤجل بوده و زمانش حال نشده است اگر زن خلاف شرع مرتكب شده و از تمكينى كه بر وى واجبست امتناع نمود تا زمان فرارسيدن اجل و حال شدن مهر و پس از فرارسيدن اين زمان كلام در اين است كه آيا قبل از دريافت مهر مىتواند همچون مورديكه مهر از ابتداء حال بود قبل از اخذ مهر از تمكين امتناع كند يا در اين فرض چنين حقى را ندارد ، بايد بگوئيم كه در آن دو احتمال است : احتمال اوّل : آنكه بگوئيم وى صاحب حق بوده و ميتواند از اجابت مرد سر باز زند و تمكين ننمايد چه آنكه حلول مهر پس از مؤجل بودن بمنزله حال ابتدائى است پس همانطوريكه در فرض حلول ابتدائى چنين حقى را داشت در حلول پس از تأجيل نيز مىتواند امتناع نمايد .